تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
418
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
خواب و خيال بود و چون سخت جوان بود تدبير پادشاهى او به دست بزرگان و وزيرانش بود . گرانمايهترين و باهوشترين وزيران او پرستندگان سالار او بود « 1 » . مملكت ايران روى به ناتوانى نهاد و دشمنان آن از هر سوى بر آن دلير شدند و از كنارههاى آن يكى پس از ديگرى بگرفتند و ويران كردند . پس از آنكه از پادشاهى او
--> مىشناسند اما ايرانيان از او خبرى ندارند . ثئوفانس از هرمزد و يزدگرد يكتن مىسازد و او را هرمسداس ( خلط و اشتباه عجيبى كه نسفوروس قسطنطينى ص 23 به بعد كرده است ناشى از اين است كه او اين هرمسداس را با هرمزد چهارم كه پسرش پرويز پيش قيصر روم فرار مىكند و از جانب او دوباره به سلطنت مىرسد اشتباه كرده است ! ) . بدين ترتيب ، در متن طبرى از پادشاهانى كه در فاصلهء ميان بوران و يزدگرد به سلطنت رسيدهاند دو فهرست مختلف در دست داريم : فهرست الف : آزرميدخت ، خسرو پسر مهرگشنسپ ، پيروزگشنسپده ، فرّخزاذ خسرو . فهرست ب : گشنسپده ، آزرميدخت ، خرهزاذ خسرو . فهرست نخست را يعقوبى نيز كاملا ذكر كرده است . فهرست دوم با قطع نظر از تردّد منابع ميان دو شكل مختلف فرّخزاذ و خرهزاذ فهرستى است كه در تاريخ حمزهء اصفهانى ( ص 21 به بعد ) و سعيد بن البطريق و ابن قتيبه و مسعودى آمده است ، در اين فهرستها گاهى خسرو پسر كواذ ( رجوع شود به زيرنويس شمارهء 4 صفحهء 407 ) را به نحوى جا دادهاند . اين فهرست را الياس نصيبينى نيز در ذكر رديف پادشاهان به اين ترتيب آورده است : بوران ، پيروز ( گشنسپده ) ، آزرميدخت ، خسرو پسر خسرو ( - فرخزاذ خسرو - خرهزاذ خسرو ) . بدين ترتيب فرق ميان فهرستها اساسا خيلى كم است و اگر توجه شود كه بيشتر اين اشخاص همزمان با يكديگر در قسمتهاى مختلف سلطنت كردهاند ، اين فرق بازهم كمتر جلوهگر مىشود . نويسندگان ارمنى پس از بوران ، خسرو نامى را ذكر كردهاند و به يقين نمىتوان گفت كه با يكى از اسامى فوق قابل انطباق است و اگر هم مىتوان تطبيق داد با كدام يك به طور معين قابل انطباق است . البته به اين فهرستها بايد نام هرمزد را كه مدعى يزدگرد و شايد هم آزرميدخت بوده است افزود . البته فهرستهايى را كه بعد سادهتر و خلاصهتر شدهاند و در آن پادشاهان يكروزه يا چند روزه را به حساب نياوردهاند مىتوان ناديده گرفت . رواياتى را كه بر پايهء خاطرات مبهم و آشفتهء جنگجويان غالب عرب است بايد با احتياط تمام تلقى كرد ( طبرى چاپ كوزهگارتن ج 2 ص 124 به بعد و 178 به بعد ) . در اين روايات غلط و اشتباه زياد است و بوران دو بار ظاهر مىگردد : ابتدا به نام دخت زنان يا شاه زنان و بعد با نام واقعى خود و به عنوان نوعى قائم مقام امور مملكت كه البته چنين نبوده است . ( 1 ) - اين همان است كه در پيش از او به نام زاذويه ياد كرده است . اين زاذويه ، فرّخزاذ خسرو را به تخت نشانيد و در برانداختن او نيز سهيم بود .